تبليغاتX
صید قزل آلا در اینترنت - وای وای وای...کاندیدای من کوش؟
گویا ترم ز بلبل و اما ز رشک عام/ مهری است بر دهانم و افغانم آرزوست
 وای وای وای...کاندیدای من کوش؟

یا..

واسه کشور شما،واسه کشور شما...

 کاندیدا ها اومدن!

(مطبوع در هفته نامه چلچراغ- این هفته- صفحه لاک پشت ها هم...)

 

تلویزیونی را تصور کنید! برنامه خانواده پخش می شود. سر ظهر است. می شود قسم خورد جز کبری خانوم و آقا جمال، این برنامه هیچ بیننده ی دیگری ندارد.

کبری خانوم با تلاش فراوان شماره برنامه را گرفته تا با مشاور خانواده صحبت کند.

 

مجری: الو روی خط هستید.خودتونو معرفی کنید و بگید از کجا تماس می گیرید

کبری خانوم: سلام من کبری خانوم هستم، از راه دور زنگ می زنم، خواستم تشکر کنم از برنامه خیلی خوبتون، و دست اندرکاران برنامه خیلی خوبتون.....و از اینکه به من-

مجری: خب...مشکلتون رو بفرمایید

کبری خانوم: والا خانوم دکتر، این شوهر من دوروزه پاشده رفته می خواد اسمشو بنویسه کاندیدا شه...

خانم دکتر: کجا؟

کبری خانوم: ریاست جمهوری

مجری: این مقوله شوخی بردار نیست خانوم، نمی شه آنتن ملی رو اختصاص داد بهش..خواهش می کنم قطع کنید.

کبری خانوم: نه جان هشت تا بچه هام جدی می گم...سه چار روز پیش تا حالا رفته وایساده رو یخچال داره نطق انتخاباتی می کنه...جو گیر شده...شما یه راهی پیش پامون بذارین مرگ بچه هاتون

خانم دکتر: چند وقته اینجوریه؟

کبری خانوم: راستش بعد از کودتای 28 مرداد اینجوری  شد، ولی یه دو هفته ای می شه مشکلش عود کرده، تا اون موقع فقط بیانیه صادر می کرد، الان می خواد وارد میدون بشه....توروجون بچه هات کمک!

خانم دکتر: می شه بیشتر توضیح بدین دقیقا چی کار می کنه؟

کبری خانوم: راستش قاطی کرده، چون نمی دونست به کی رای بده، تصمیم گرفت خودش پا پیش بذاره،...اوایل راه می رفت می گفت: وای وای وای کاندیدای من کوش، حالا می گه من می خوام مردم و نجات بدم

مجری: زبونم لال...گوش شیطون کر....مردم و از چی نجات بده، مگه ما مشکلی داریم؟ می خواین به چند اگهی بازرگانی توجه کنیم؟

کبری خانوم: نه خانوم اگهی به چه کارمون می اد ؟ خودشم نمی دونه والا...فقط می گه می خوام نجات بدم...

خانم دکتر: خب ازش بپرسین چه طوری؟

کبری خانوم: نیستش...رفته بین همساده ها آلو برقون پخش کنه، گلاب به روتون.

خانم دکتر: پس همسایه هاتون ازش حمایت می کنن

کبری خانوم: اوئه چه جور!  کاری که آلو برقون می کنه با معده آدم، سیب زمینی نمی کنه با هوش و حواس. از روزی که آلوشون می ده، همین جور دارن زیاد می شن، الان دویست سیصد نفری شدن

خانم دکتر:جدی می گین؟ خب به نظر من الان از خیلی کاندیداهای دیگه جلوترن...چرا کمکش نمی کنی..همیشه پشت مرد های موفق زن های بزرگ بودن.

کبری خانوم: راس می گی خانم دکتر؟! واقعا می شه؟ آره به خدا...همه همساده ها پشتشن، همه صورتشون رو سیاه کردن، به خودشون نخ سیاه می بندن،نوشابه سیاه می خورن، زیر چشماشون اغلب سیاهه، اونایی ام که سیاه نیست باباها گلو بچه هه رو فشار می دن حسابی کبود شه، بچه هاشونم آلبوم عکساشونو می آرن اینجا با زغال دک و صورت همه رو سیاه می کنن دور هم به نفعش شعار می دن.

خانم دکتر: حالا شعار همسرتون چی هست؟

کبری خانوم: استقلال سرور پرسپولیسه!

خانم دکتر: همین؟خب اینجوری که نمی شه...بهش بگین باید یه شعار منطقی داشته باشه...

کبری خانوم: مثلا چی؟

خانم دکتر: مثلا...ام م..«.بوی جوی مولیان آید همی»...یا...«آمده ام که سر برم!»....یا ...«همه با هم..برای من»...یا « می سازمت وطن»ی چیزی

کبری خانوم: البته یه شعار دیگه ام داره

خانم دکتر: چیه؟

کبری خانوم:گلاب به روتون-  شیر سماور،اگزوز خاور،تو روح  داور!

مجری: کبری خانوم...اینا شعار هست ولی مال انتخابات نیست....باید شعارش سیاسی باشه...باید هوای تازه رو یاداوری کنه...باید تغییر رو زنده کنه...باید مردم رو متحد کنه

کبری خانوم: این خوبه: هوای تازه...تو روح داور؟

خانم دکتر: ای بابا....اصلا بگین خودش بیاد حرف بزنه...اونجوری بهتر می شه راهنماییش کرد...

کبری خانوم: چش! واستین الان صداش می کنم (صدای فریاد های کبری خانوم که توی کوچه آقاجمال را صدا می کند، شنیده می شود)

جمال آقا: (نفس نفس زنان)سلام خانوم دکتر..ببخشید دیر شد، فرامرز بچه اصغر آقا اینا آلو رو با هسته خورده بود، دیگه معطل اون شدیم، راستی با تشکر از برنامه خوبتون و دست اندرکاران برنامه خوبتون..ما همیشه برنامه خوبتون رو...

خانم دکتر: آقا جمال باید یه شعار واسه خودت بسازی...الان موقعیت خوبی داری...باید استفاده کنی.

جمال آقا: دارم یه شعر جدید می سازم...خودم گفتم

مجری: می شه بخونین لطفاً

جمال آقا: می گه...یار دبیرستانی من...با منو همراه منی...

خانم دکتر: نه این که تکراریه...

جمال آقا: این فرق داره ها، اون دبستانیه، این دبیرستان! پیش دانشگاهی هم می شه البته، تازه دادم واسه ام کلیپ هم بسازن...

خانم دکتر: جداً؟ کی؟

جمال آقا: همون آقائه هه که می گه گیتارو با خودت نبر....قرار شده واسه ام اهنگ بخونه...میخواین بذارمش براتون؟

خانم دکتر: بعله لطف می کنین

جمال آقا: به کی تقدیمش می کنین؟

خانم دکتر: به نامزدم در تورنتو....حمید عزیزم...که از راه دور...می بینمش!

جمال آقا: بعله..حمید جان..با هم می شنویم کلیپ زیبای انتخاباتی رو که بی مناسبت با این ایام نیست...و چقدر شاعر، در آن زمان زیبا این ترجیع بند رو سروده.

(لطفاً برای رسیدن به طم کلیپ، خودتان روی میزی –چیزی ضرب بگیرید و با آهنگ اصلی همراهی کنید!پیشنها می شود در گوگل این موسیقی فولکلور را سرچ و نیوش نمایید بعدش)

واسه کشور شما/واسه کشور شما.....کاندیدا ها اومدن
همشون با وعده ها....دسته بدسته اومدن
اون یکی شاه پسره... از سر بازار اومده
این یکی افسره و با صدتا سرباز اومده
(گروه کر) شما بگین(آخ آخ) شما بگین
توی این کاندیدا ها....کی میشه رئیس ایشالا؟(2بار)
یکیشون تاجره و یکی دیگشون حجره داره
این یکی در خونه بازه، همیشه سفره داره

یکیشون حرفای گنده می زنه...عجیب غریب

یکشون مقتصده،خوب وهنرمند و نجیب
یکیشون دورش شلوغ، هزارتایی بنده داره
اینیکی وزیر بوده و اقبال تابنده داره
یکیشون خیلی خوبه/یکیشون خیلی خوبه
همگی بگین ماشالا(2بار)
خدا قسمت بکنه/خدا قسمت بکنه
برای شما ایشالا .....(جمعیت)ایشالا

...
رئیس ما باید شازده باشه/ عاشقونه دلو باخته باشه
واسه کشور دلنازک ما دو سه میلیاردی اندوخته باشه
یکیشون دکتره و یکی دیگشون مهندسه
این یکی استاده تو جبر و حساب و هندسه
یکیشون تو کار ساختمونه و خرابکاری
یکیشون از راه دور فردا قراره برسه
یکیشون خیلی خوبه/ یکیشون خیلی خوبه
همگی بگین ماشالا(2بار)
خدا قسمت بکنه/خدا قسمت بکنه
برای شما ایشالا     (جمعیت) :ایشالا

خانم دکتر: به هر حال، شما مشکلتون خیلی حاده،سه چارتایی قرص براتون می نویسم، سعی کنید غیر از اینا ، هر چی قرص دم دستتون رسید بخورین. شاید فرجی شد.

جمال آقا: یعنی منظورتون اینه دیگه امیدی نیست؟

خانم دکتر: چه عرض کنم، آدمی که تو این شرایط، با دیدن این اوضاع دلش واسه خودش نمی سوزه و می آد کاندیدا می شه، چه انتظاری می ره دلش واسه مردم بسوزه؟! به هر حال لطفا شما یکی دست از کار سیاسی بردارید، هستند کسانی که صلاحیت اصلاح امور رو داشته باشند. راستی، تو این شعره شما کدومشون بودین؟

جمال آقا: همونی که خیلی خوبه دیگه!

 

 

 

|+| نوشته شده توسط نیما دهقانی در دوشنبه 4 خرداد1388  |
 
 
بالا