


داخلی- خانه ای زیبا با تلویزیونی که رویش رومیزی انداخته اند ورویش یک گلدان پر از گل های مصنوعی رنگین است. سه خانم با مقنعه زیر تابلو-فرشی با قاب طلایی که توی آن گربه ای با کاموای مشغول است، با بهت رو به دورین نشسته اند.
مجری: خانوم سین شما این عکس رو می شناسید؟
کبری:به نام خدا-بله. اینجانب کبری-س فرزند عبدالله احلایی جعفر آبادی بدین وسیله اعلام می کنم کلیه داستان هایی که پیرامون زندگی اینجانب ساخته اند کذب محض بوده و کوچکنرین قرابتی با حقیقت زندگانی بنده ندارد...
(تصاویری از سطل آشغالی که دارد آب می شود)
والا باید به این اغتشاش گرا که از اسم من و خونوادم برای مقاصد شومشون استفاده کردن بگم که بنده هیچ وقت..و در هیچ یک از مقاطع تحصیلی هیچ کدوم از کتاب هام رو گم نکردم...(تصویری از کتابخانه ی خونه ی کبری اینا)
در مورد اون تصمیم هم که فکر می کنم ایده اش از سیاد و موسا آب بخوره باید بگم...این نسبت موهن هیچ ارزشی نداره...چون من کتابم رو گم نکردم که بخوام بعدش تصمیم بگیرم..ها ها ها (لبخند ملیج به دوربین و کلوز اپ از کتابی در دستان کبری که با کاغذ کادو ی برقی جلد شده است)
مجری: حاج خانوم خوبین؟
مادر کبری: نه والا...دختر من اون موقع کانادا بود
مجری: به نظر شما ماجرای تصمیم خواهرتون حقیقت داره؟
خواهر کبری: نه بابا این اصلا عرضه تصمیم نداره طفلک...سه تا خواستگار داشت ازبس نجنبید تو تصمیم گرفتن موند رو دستمون ترشید
مادر کبری: همه اش زیر سر این زنیکه کوکب ماست اندازه... من می خوام با این کوکب خانوم برخورد بشه که این طور تو در و همساده چو اندااخت دختر ما بی دست و پاست و هی چیزاشو گم می کنه
مجری: گویا کوکب خانوم با بنیاد سوروس هم ارتباطاتی داشته و بعید نیست لابی صهیونیست در این جریان اثرگذار بوده باشه- حرف اخرتون چیه؟
(در موزیک سوگدار-روی تصاویری از حمله وحشیانه سبز ها به باتوم ها)
کبری: در پایان تقاضا دارم مسئولین با عوامل این اغتشاشات برخورد کنن.. و آبروی رفته ما رو برگردونن...
خواهر کبری: گرچه آب رفته به جو بر نمی گرده..به هر حال آبیه که ریخته شده ولی ما عاجزانه تقاضای اعاده حیثیت داریم...همین...
مادر کبری: موسوی خره!
سوال: چرا تو این فیلما هیچ وقت بابای کبری ها رو نشون نمی دن؟
|
+| نوشته شده توسط
نیما دهقانی در چهارشنبه 1 مهر1388
|