تبليغاتX
صید قزل آلا در اینترنت
گویا ترم ز بلبل و اما ز رشک عام/ مهری است بر دهانم و افغانم آرزوست
 کرموها15
1)

تا کی از باده و از میکده می پرهیزی؟       تا به کی در نظر خار و خسان؛ نا چیزی؟

خیز...این پیله بدر...وقت غنیمت بشمار      گاه آن است به خود آیی و کرمی ریزی

--

2)

شبی زیبا و خواب دلبری سبز     ولی تعبیرش اجباراً تری سبز(؟!)

زبان سرخ ما و باد پاییز....        من و این کرم بی تاب و سری سبز


--

پ ن: در پی استعلام دوستان...ما پرسیدیم...کاشف به عمل امد چلچراغ در نمایشگاه مطبوعات غرفه دارد.

ما نیز فردا بعد از ظهر(4-6)اینطورا  آنجا خواهیم بود.

در ضمن یک سایت جالب:

http://tehraner.com/

|+| نوشته شده توسط نیما دهقانی در چهارشنبه 29 مهر1388  |
 مژده- مژده
و اما...

با آقا ولی آشنا شوید:

http://www.youtube.com/user/PersianMirror#p/a


سلطان  ترانه....بزرگ پرفرمنس آرت-استاد موسیقی

|+| نوشته شده توسط نیما دهقانی در یکشنبه 26 مهر1388  |
 

 

بنی آدم اعضای یک پیکرند     "اگر پاش بیفته همو می درند"

کجا می زند آدمی خویش را؟  یقیقناً که اینان ز خر خرترند

 

|+| نوشته شده توسط نیما دهقانی در شنبه 25 مهر1388  |
 دیالوگ های پرگل و بابایش
پرگل: اگه یکی یکیو بکشه...وضوش باطل می شه؟

|+| نوشته شده توسط نیما دهقانی در یکشنبه 19 مهر1388  |
 0
 

 

بر گرده ی ما جای لگد بسیار است     تو زنده بمان-فقط- جسد بسیار است

ما ارزش افزوده نداریم-کمیم              ما صفر کنارمان عدد بسیار است...

|+| نوشته شده توسط نیما دهقانی در پنجشنبه 16 مهر1388  |
 نامه ای برای پدر...
(کور خواندید! این پست به هیچ وجه احساسی نیست! و صرفا یک اختلاط خانوادگی است)

فقط چون پدر محترم هر روز از سر کارشان وبلاگ بنده را مرور می نمایند گفتم حرف های دلم را اینجا بنویسم!


به نام خدا

پدر عزیز تر از جان! بی مقدمه شرع می کنم . باور کن تقصیر من نبود...خب هر انسانی در زندگی ضعف هایی دارد و من گیجم!

قبول حرف شما...خنگ هم هستم و شلخته...

حالا گم شده دیگر...آسمان که به زمین نیامده.

باشد می دانم..همان سی لیتر که قرض دادی بس است...(حالا آقای شاهین هم اینجا را می خواند و می داند آن را هم با چه خفتی جلوی همکارانت ازت کش رفتم!)

اما مرامی یک لطفی کن ...و بر سر این فرزند کمترین منت نهاده...و بیا فردا برویم این کارت را بسوزانیم یک دانه نو بگیریم....به خدا خواری پیش این و آن به خاطر دو لیتر بنزین به ادب شدن من نمی ارزد!

از همین راه دور دور و به صورت مجازی دستتان را می بوسم...آن ده تومن را هم خودم می ریزم به حساب فقط رضایت بده یک کارت سوخت نو بگیریم که مردیم در بی بنزینی...

قربان شما.ارادتمند. فرزند حقیر شما -نیما ی حواس پرتِ خنگ!


---

(پی نوشت: ای هم هدیه امروز من به شما:http://www.teachertube.com/viewVideo.php?video_id=128877)

|+| نوشته شده توسط نیما دهقانی در دوشنبه 13 مهر1388  |
 دعوت نامه
نمایشنامه «لبخند با شكوه آقای گیل» بازخوانی می‌شود
واحد نمایش فرهنگسرای بهمن در پنجمین نشست از سلسله نشست‌های نمایشنامه‌خوانی كه مصادف با زادروز اكبر رادی است همراه با روخوانی نمایشنامه «لبخند با شكوه آقای گیل» از مقام این هنرمند بزرگ تجلیل خواهد كرد.
واحد نمایش فرهنگسرای بهمن در پنجمین نشست از سلسله نشست‌های نمایشنامه‌خوانی كه مصادف با زادروز اكبر رادی است همراه با روخوانی نمایشنامه «لبخند با شكوه آقای گیل» از مقام این هنرمند بزرگ تجلیل خواهد كرد.

در این برنامه محمد امیر یاراحمدی كارگردانی نمایشنامه‌خوانی "لبخند باشكوه آقای گیل " از نوشته‌های مرحوم اكبر رادی را به همراه بازیگرانی همچون فریده سپاه‌منصور، رویا فلاحی، آشا محرابی، آیدا كیخانی، مهدی آقاخانی، علی سرابی، نورالدین جوادیان، رامین پورایمان و همكاری نیما دهقانی بر عهده خواهد داشت.
در ادامه برنامه پس از اجرای نمایشنامه‌خوانی، نغمه ثمینی استاد دانشكده هنرهای نمایشی دانشگاه تهران به تجلیل محتوایی و علمی اثر یاد شده خواهد پرداخت.
همچنین در پایان این نشست از سوی بنیاد اكبر رادی برخی از هنرمندان و هنر دوستان عرصه ادبیات نمایشی ویژه برنامه‌هایی به مناسبت سالروز تولد مرحوم اكبر رادی برگزار و از مقام و شخصیت وی تجلیل خواهد شد.
علاقمندان جهت حضور در این برنامه می‌توانند به نشانی: بزرگراه بعثت، میدان بهمن، تالار مبارك فرهنگسرای بهمن مراجعه كنند.
|+| نوشته شده توسط نیما دهقانی در شنبه 11 مهر1388  |
 +18

با آقا پژمان آشنا شوید:



|+| نوشته شده توسط نیما دهقانی در جمعه 10 مهر1388  |
 نامه ای به یک مدیر
سلام.

آقای دکتر مهربون! می شه قبل از اصلاح امور جهان یه فکری به حال این یه طرفه شدن خیابون ولیعصر بکنی؟

بعید می دونم خود ایشون هم خیلی از این حالت احساس رضایت داشته باشن.


با تشکر از بذل توجه شما-

از طرف فرزند نامشروع خیابون مذکور و نیما دهقانی- 1 ماهه از تهران.

|+| نوشته شده توسط نیما دهقانی در دوشنبه 6 مهر1388  |
 دروغی دیگر از آدم بدها

داخلی- خانه ای زیبا با تلویزیونی که رویش رومیزی انداخته اند ورویش یک گلدان پر از گل های مصنوعی رنگین است. سه خانم با مقنعه زیر تابلو-فرشی با قاب طلایی که توی آن گربه ای با کاموای مشغول است، با بهت رو به دورین نشسته اند.

مجری: خانوم سین شما این عکس رو می شناسید؟

کبری:به نام خدا-بله.  اینجانب کبری-س فرزند عبدالله احلایی جعفر آبادی بدین وسیله اعلام می کنم کلیه داستان هایی که پیرامون زندگی اینجانب ساخته اند کذب محض بوده  و کوچکنرین قرابتی با حقیقت زندگانی بنده ندارد...

(تصاویری از سطل آشغالی که دارد آب می شود)

والا باید به این اغتشاش گرا که از اسم من و خونوادم برای مقاصد شومشون استفاده کردن بگم که بنده هیچ وقت..و در هیچ یک از مقاطع تحصیلی هیچ کدوم از کتاب هام رو گم نکردم...(تصویری از کتابخانه ی خونه ی کبری اینا)

در مورد اون تصمیم هم که فکر می کنم ایده اش از سیاد و موسا آب بخوره باید بگم...این نسبت موهن هیچ ارزشی نداره...چون من کتابم رو گم نکردم که بخوام بعدش تصمیم بگیرم..ها ها ها (لبخند ملیج به دوربین و کلوز اپ از کتابی در دستان کبری که با کاغذ کادو ی برقی جلد شده است)

مجری: حاج خانوم خوبین؟

مادر کبری: نه والا...دختر من اون موقع کانادا بود

مجری: به نظر شما ماجرای تصمیم خواهرتون حقیقت داره؟

خواهر کبری: نه بابا این اصلا عرضه تصمیم نداره طفلک...سه تا خواستگار داشت ازبس نجنبید تو تصمیم گرفتن موند رو دستمون ترشید

مادر کبری: همه اش زیر سر این زنیکه کوکب ماست اندازه... من می خوام با این کوکب خانوم برخورد بشه که این طور تو در و همساده چو اندااخت دختر ما بی دست و پاست  و هی چیزاشو گم می کنه

مجری: گویا کوکب خانوم با بنیاد سوروس هم ارتباطاتی داشته و بعید نیست لابی صهیونیست در این جریان اثرگذار بوده باشه- حرف اخرتون چیه؟

(در موزیک سوگدار-روی تصاویری از حمله وحشیانه سبز ها به باتوم ها)

کبری: در پایان تقاضا دارم مسئولین با عوامل این اغتشاشات برخورد کنن.. و آبروی رفته ما رو برگردونن...

خواهر کبری: گرچه آب رفته به جو بر نمی گرده..به هر حال آبیه که ریخته شده  ولی ما عاجزانه  تقاضای اعاده حیثیت داریم...همین...

مادر کبری: موسوی خره!


سوال: چرا تو این فیلما هیچ وقت بابای کبری ها رو نشون نمی دن؟

|+| نوشته شده توسط نیما دهقانی در چهارشنبه 1 مهر1388  |
 
 
بالا